جمعه 31 شهریور 1396
قیمت: 200,000 ريال

نوع جلد: شوميز

بوته بر بوته

آثار معاصران در بوته‌ی نقد

قاسم هاشمي نژاد

درباره این کتاب بیشتر بدانیم

نظر اجمالی
نظر دبیر مجموعه
نظر رسانه
گفت و گو با قاسم هاشمی‌نژاد را علیرضا غلامی بعد از انتشار چاپ اوّل کتاب بوته بر بوته صورت داد ■ با خواندن بوته‌ بر بوته این سؤال پیش می‌آید که چرا نقد کتاب را کنار گذاشتید؟ □ برای من دور از انتظار نبود که اوّلین پرسش شما این باشد که چرا نوشتن نقد را گذاشتم کنار. می‌دانم که شما هم پرسش‌های محتمل خوانندگانتان را دارید به من انتقال می‌دهید. لابد خودتان متوجّه شده‌اید و خواننده‌های باهوش شما هم متوجّه شده‌اند که پاری از مسائل ناگفته در پیشگفتار، از جمله همین دست کشیدن بنده از نوشتن نقد، در طرز تدوین بوته بر بوته مستتر است. آقای مدرس در ترتیب و تنظیم مطالب جوری عمل کرده‌اند که وقتی شما به آخرین نقد مرتبط با داستان که درباره‌ی جنگ اصفهان است می‌رسید، به طور غیر مستقیم درمی‌یابید که صاحب آن قلم نوشتن درباره‌ی کتاب‌های داستان را بوسیده و گذاشته کنار. و کمی دورتر، در مقاله‌ی پایانی کتاب، وقتی که مقاله‌ی چایی دم کردن را می‌خوانید، به این نتیجه می‌رسید که صاحب آن قلم به‌کلّی از ادبیّات دوره‌اش دل کنده است و دنبال یک شغل شرافتمندانه می‌گردد. شما اگر منتقد حرفه‌یی باشی و امور زندگی و امرار معاشت از راه نوشتن بگذرد، نمی‌توانید منتظر بنشینید تا سالی و ماهی کتابی چاپ شود که ارزش نقد کردن داشته باشد. و اگر متوجه نباشید و هی درباره‌ی کتاب‌های به درد نخور بنویسی، تصویری که از خودت به دست می‌دهی یک آدمِ ــ دور از جان شما ــ گَنده‌دماغ و غُرغُرو و مشکل‌پسند و ایرادگیر خواهد بود. تازه با آن که نوشتن نقد را، به خیال خودم، بموقع ول کردم، هنوز، پس از چهل سال، همان صفات به خوردِ من داده می‌شود. اگر فیل در تاریکی اجازه‌ی انتشار بگیرد، در چاپ جدیدش، مقدّمه‌ای نوشته‌ام که در آن می‌گویم چرا نوشتن نقد را متوقف کردم و مستقیماً خواستم با چاپ آن داستان به ادبیّات داستانی دوره‌ام، به صورت یک داستان ضد ادبیّاتی، پاسخ بدهم. ■ هنوز هم فکر می‌کنید منتقد، عریان و بی‌دفاع است؟ وضعیت نقد مطبوعاتی، حالا، نسبت به گذشته فرق کرده است؟ یعنی فکر می‌کنید آن تصوّرات عیارسنجی کم‌رنگ‌تر شده است؟ □ آن شیوه‌ی انتقاد مرسومی که در پیشگفتار بوته بر بوته درباره‌اش حرف می‌زنم در اوایل کار به نیاز خوانندگانی که می‌خواستند درباره‌ی عیار کتاب‌ها مظنّه‌ای به دست بیارند طبعاً جواب می‌داد. آن نقدها به آن داستان‌ها می‌خورد. چهل سال پیش، وقتی که آن شیوه جا افتاده بود، دیگر عادت به نقد راستاحسینی از میان رفته بود. آن‌چه اتفاق افتاد ربطی به آن شیوه از انتقاد نداشت. از اخلاق منحط قلم به نقدها اینچنین شده بود. در یک نگاه کلّی، سه نوع نقد را در آن دوره می‌شد تشخیص داد. یا نان به هم قرض می‌دادند یا سر و تن هم را می‌شستند یا با توسّل به ایدئولوژی‌های به‌اصطلاح آرمانخواهانه تبلیغ نیّات خودشان می‌کردند. هر سه‌ی اینها را باز می‌توان زیر دو مقوله‌ی غرض و مرض دسته‌بندی کرد. مجلّه‌ی فردوسی به سردبیری آقای عباس پهلوان چیزی از آن فضا را به دست می‌دهد. البته تک و توک آدم‌های مُنصف یا بی‌غرض هم بودند که نقد می‌نوشتند. اما خواننده‌ها که بدعادت شده بودند مُدام می‌خواستند لابه‌لای سطور دنبال «انگیزه‌»ی طرف بگردند: دارد نان قرض می‌دهد یا دارد تسویه حساب می‌کند؟ خب، حالا اگر شما می‌خواستید بدون هیچ ملاحظات، صرفاً به خاطر عشق به ادبیّات داستانی، نقد بنویسید و به طور مستقیم و بدون نعل و میخ به اثر بپردازید، در آن شرایط، خودتان را عریان و بی‌دفاع در معرض نمی‌گذاشتید؟ دو واقعه که مستقیماً مربوط می‌شوند به دو نقدی که در بوته بر بوته آمده را برایتان نقل می‌کنم تا حساب کار دستتان بیاید. اوّلی...
مشخصات ظاهری
: دوم
: 1392
: 12*21
: 352
: زبان و ادبیات
آشنایی با نویسنده
آشنایی با مترجم
فهرست مطالب کتاب